میم الف جمعه 1396/08/12 11:22 ب.ظ کامنت ()

آپلود عکس

همراه شما تا مرحله جمع اوری اطلاعات پیش رفتیم،
اما طبق تجربیات من هنوز هم وقت اسفاه از اطلاعات و نزدیک شدن هرچه بیشتر به مراحل اخر نرسیده، هنوز هم جزئیاتی وجود دارد که همه ی ما پیش می اید در خلال پیچ و خم های تصمیم گیریهایمان(که قرار شد تصمیم سازی بدانیمشان) فراموش کنیم و نبینیم...

 در مرحله
قبلی از جمع اوری اطلاعات گفتم و بیشتر روی سورس ها  و منابعی متمرکز شدم که برای جمع اوری اطلاعات به سمت انها می روید، ذهن شما را به این سمت سوق دادم تا ببینید برای جمع اوری اطلاعات معمولا کدام روش را پی میگیرید و به سمت چه نوع از منابع می روید؟ و سعی کردم شما را به این سمت هدایت کنم تا به نوع منابعی که به انها مراجعه می کنید فکر کرده و خودتان را به این لحاظ انالیز کنید، بخش مربوط به اطلاعات هنوز تمام نشده، در این قسمت بیایید خودمان را از بعد دیگری ببینیم، فارغ از اینکه اطلاعات جمع شده از چه منابعی هستند؟( که در قسمت قبلی تا حد توان و اگاهی از ان ها گفتم و اگر ان را نخواندید پیش از ادامه حتما بخوانیدش که پیش نیاز یادداشت شماره چهار است)،
می خواهیم ببینیم ما با اطلاعات جمع اوری شده چگونه برخورد می کنیم؟
چقدر توانایی دسته بندی داریم؟
چقدر توانایی استفاده حداکثری از اطلاعات را داریم؟
چقدر بلدیم اطلاعات اضافی را دور بریزیم؟
 اصلا چقدر بلدیم اطلاعات اضافی و غیر اضافی را تشخیص بدهیم؟


در اینجا با توجه به اهمیت موضوع کمی صحبت ام را از حول موضوع تصمیم گیری فراتر می برم:
در جامعه ی امروزی و با توجه به امکانات امروزی، هریک از ما در هجمه ای از اطلاعات قرار داریم،عمیقا معتقدم توانائی ذهن تمام نشدنی است، اما همین قدر معتقدم این توانائی بالا دلیل موجهی برای ریختن هر اطلاعاتی داخل این محفظه نیست!
لذا بحث مهارت اینجا خودش را نشان می دهد، چقدر می توانیم اطلاعات اطرافمان را که به مثابه ی یک ورودی به ذهن هستند، سرریز کرده و اضافی هایش را دور بریزیم؟
این بحث را همینجا می بندم و به سراغ ادامه ی بحث تصمیم گیری می روم، مطمئنم همین یک سوال پایانی خواننده فهیم من رو متوجه اصل مقصود من کرده است.



اطلاعات اضافی را یک پرده می دانم که جلوی چشمِ ذهن شما کشیده می شود، تا به حال تار دیده اید؟ این پرده در ذهن شما همین کار را می کند، حقیقت را برای تصمیم گیری تار می بینید، حال تصور کنید معمولا چقدر اطلاعات اضافی در  هنگام تصمیم گیری داریم؟ هر کدام اگر یک پرده باشند چقدر می تواند جلوی دیدن ما را بگیرند؟

تمرین این قسمتمان باشد توجه و تمرکز بیشترمان روی مواجه با اطلاعات در چند روز اینده...
توجه کنید که با اطلاعاتی که جمع می کنید یا در معرض ان قرار میگیرید، چگونه برخورد می کنید؟
ایا بلدید تشخیص مربوط و نامربوط بودن انها را بدهید؟
ایا بلدید از انها استفاده کنید؟( بله بسیاری هم هستند که بلد نیستند از اطلاعات موجود استفاده صحیح ببرند)،
خودتان را در این بخش انالیز کنید و خطاهای خود در این مرحله از تصمیم گیری را در قالب یک تمرین شناسایی کنید،
خوب نگاه کنید به اطلاعاتی که درون تصمیم گیری هایتان راه پیدا کرده اند یا راهشان داده اید،
چه پردازشی روی انها انجام دادید؟
چقدر استفاده از ابزار اطلاعات را بلدید؟
(به ان مثل یک دستگاه نگاه کنید که روش کار کردن خود را دارد، ببینید روش کار کردن با اطلاعات را بلدید؟ یا احیانا مثل بلد نبودن یک دستگاه فنی با نابلدی موجبات زخمی شدن و بریده شدن دست و...خود را فراهم می کنید؟ یا حتی اگر به خود اسیبی هم نزنید نهایتا شاید هیچ استفاده ای از این دستگاه نکنید.

پ.ن1: مطالب این یادداشت با یادداشت قسمت قبل، بسیار مرتبط و نزدیک است، من سعی کردم در این دو یادداشت از دو زاویه به موضوع نگاه کنم.
پ.ن2: این یادداشت ها به بهانه و نیت دوست عزیزی نوشته می شود که اینجا را می خواند و مدتی پیش از من راهنمائی خواست و همین راهنمائی خواستن اش باعث شد من نیز دقیق تر خودم را انالیز کنم، دوستانم همیشه به نحوی چراغ زندگی من بوده اند، دعای امشب ام وجود ادم هایی در زندگی همه ی ماست که برکت های معنوی زندگیمان باشند.آمین