میم الف دوشنبه 1396/07/24 05:54 ب.ظ کامنت ()


آپلود عکس


در مدتی که ذهنم درگیر نوشتن برای بخش سوم یادداشت هایم حول موضوع تصمیم گیری بود، عمیقا بیش از پیش به این باور رسیدم که
تصمیم سازی عبارت درست تریست، ما تصمیم ها رو می سازیم، چیزی که وجود ندارد را می سازیم و پی میزیم برایش و بالا می رویم تا به اخرین مرحله برسیم.
 انتخاب؟ نه! اتفاقا اخرین مرحله از تصمیم گیری در زندگی من انتخاب نیست، طی یادداشت های اتی به مرحله اخر تصمیم گیری خواهیم رسید و از ان خواهم نوشت.

امروز اما، سراغ جمع اوری اطلاعات خواهیم رفت:
فرض کنید موضوع مشخصی در دست دارید و به دنبال افزایش اطلاعاتتان در ان زمینه هستید، چگونه عمل می کنید؟

به سراغ کتاب ها می روید؟ 
یک کتاب را برمی دارید و دقیق بررسی می کنید و بعد سراغ بعدی می روید؟ 
تعداد زیادی کتاب را دور خودتان جمع می کنید که نهایتا هیچ کدام را هم دقیق بررسی نکرده اید؟
 اصلا شاید به سراغ سایت ها بروید و ترجیح دهید سایتهای معتبر را مرجع خودتان قرار دهید؟
شاید هم به متدوال ترین روش امروزی روی اورید(سهل ترین و دم دست ترین شاید) و صفحه گوگل را باز کنید و موضوع را را سرچ کنید و فارغ از اینکه منبع کیست و چیست تعداد زیادی تب بالای صفحه دسک تاپتان باز کنید و شروع کنید نه به خواندن که به چرخ زدن در ان سایت ها...

قبل از اینکه به سراغ ادامه یادداشت بروم، همین جا با خودتان چند دقیقه فکر کنید و ببینید جز کدام دسته هستید و در این شرایط چه می کنید؟

در نظر داشته باشید که قاعدتا برای نوشتن مقالات علمی ما به منابع معتبر روی می اوریم و برای پیدا کردن یک اهنگ به گوگل! و اینرا هم در نظر داشته باشید که فضای اینترنت هم امروز فرصت جدید و روش جدیدی از جمع اوری اطلاعات را در اختیار ما قرار داده، هم شما در نظر داشته باشید و هم بدانید من هم متوجه ان هستم، مقصودم ان مدل ذهنی شماست و ان سبک و سیاقی که در اکثر حالات در نظر میگیرید.


متاسفانه یا خوشبختانه (بستگی به خودتان دارد)، باید بگویم همان گزینه ای که در پاراگراف بالا انتخاب می کنید را ناخوداگاه در تصمیم گیری های مهم زندگیتان هم شاهد خواهید بود، ساده بگویم و بدون توضیح اضافی و کلمات پیچیده سراغ اصل مطلب بروم، ذهن شما اینگونه عادت کرده، پس در اکثر مواقع با اختلاف کمی، یکسان عمل خواهد کرد.
پس اگر عادت به جمع اوری شلخته گونه اطلاعات دارید، در تصمیم گیری مهم زندگیتان هم همین گونه دست به جمع اوری اطلاعات می زنید، این گونه از اطلاعات تصمیم گیری را نه سهل که سخت تر می کنند، کمکی نمی کنند هیچ، خودشان مشکل می شوند، تفکر مغشوشی برایتان به ارمغان می اورد که می شود چوب لای چرخ تصمیم گیریتان.
تابحال با ذهن اشفته مواجه شده اید؟ با ذهن اشفته توانسته اید تصمیم بگیرید؟ یا بهتر بگویم تصمیم بسازید؟

در خلال مهارت تصمیم گیری مهارت دیگری نهفته است و ان
مهارت جمع اوری اطلاعات است.
زندگی عصر امروز انقدر پیشرفت کرده که به راحتی اطلاعات در دسترسمان قرار بگیرد، مهارت مهم امروز این است که خودمان را در معرض کدام اطلاعات قرار بدهیم و کدام نه؟ کدام قرار است نور شود در راهمان و روشن کند و کدام قرار است غبار شود و مه و جلوی دیدنمان را بگیرد
اطلاعات بی حد و حصر امروزی دقیقا می تواند یکی از دو مورد بالا  باشد.

  • تمرین مهم برای این مرحله تصمیم گیری و برای تمام زندگی:
ما ادم ها عادت می کنیم و تعمیم می دهیم، اگر یک بار کاری را انجام دهیم، چون تجربه ان را داریم، دفعه دوم ترجیح میدهیم به جای تجربه روش های جدید با همان روش قبلی و تجربه شده پیش برویم.
ما ادم ها سبک و سیاق داریم، در درونمان پر از پروانه هایی است که روزی روزگاری دور درونمان بال زده اند و سالها بعد طوفان اش در جائی از زندگیمان پدیدار شده، این است که ابتدا پرسیدم معمولا چگونه راجع به موضوعی اطلاعات جمع اوری می کنید؟ و بعد گفتم پس الان در تصمیم گیری هم با انحراف کم همان مسیر را خواهید رفت، چون شما عادت کرده اید و قالبی از ان مدل در درون شما شکل گرفته.


  • از کجا اطلاعات جمع اوری کنیم؟
من قطعا نمی توانم زیر این تیتر برای شما ادرس بنویسم و شما مستقیم به ان سمت بروید و تمام!
فقط میتوانم بگویم اگر چگونه اطلاعات جمع کردن را یاد بگیریم، قطعا ادرس های درست را راحت تر پیدا خواهیم کرد و غبار ها کمتر خواهد شد. 

  • با اطلاعات جمع شده چه کنم؟
بحث مهمی که در ادامه ی جمع اوری اطلاعات می اید تجزیه و تحلیل اطلاعاتی است که جمع کرده ایم،بهتر بگویم نه در ادامه که همراه جمع اوری اطلاعات می اید، چراکه جمع اوری اطلاعات هم خود یک فرایند است، در هر محله شما اطلاعاتی در دسترس دارید که با تجزیه و تحلیل اون ها به جمع اوری اطلاعات دیگری احتیاج پیدا خواهید کرد، پس اگر اطلاعات غلط در دست داشته باشید یا تجزیه تحلیل غلط انجام دهید، پی در پی پله های اشتباه را بالا و بالا تر خواهید رفت و هرچه بالاتر بروید پایین امدنش سخت تر خواهد شد.

  • هشدار! خطر! یا هرچیزی که نامش را می گذارید که بترساندتان!
مرحله جمع اوری اطلاعات را خیلی مهم می دانم چون مثل لبه ی یک پرتگاه است، اگر با حجمی از اطلاعات غلط و غیرمرتبط (غبارهایی که از انها گفتم) روبرو شوید، این قابلیت را دارد که انقدر سختی و فشار بر شما تحمیل کند تا فکر کنید که تصمیم گیری(سازی) از توان شما خارج است و سریعا با پرش از فرایند تصمیم گیری و خروج از ان، به شکل رندوم وارد یکی از گزینه هایی شوید که قرار بود در مراحل اخر انتخاب کنید! اتفاقا در اینجا خیلی هم خوشحالید که چه راحت و بی دردسر انتخاب کردم!! ولی این خطای ذهنی شماست، این فرار کردن شماست از تصمیم گیری!  و راستی حواستان باشد که این فرار کردن پروانه ای نشود و بالی نزند و طوفانی به راه نیندازد...
یادم می اید که یک بار که من نیز درگیر چنین باتلاقی شده بودم و به یکی از نزدیکان همیشه همراه و مشاور زندگی ام، در نهایت استیصال گفتم: هرچه باداباد! بهم گفت تصمیم بگیر ومطمئن باش شرایطی که در ادامه خودت رقم می زنی، بهتر از شرایطی خواهد بود که خود به خود رقم بخورد.
در بطن این جمله همان عادت نکردن من به سبک هرچه باداباد بود که امروز بهتر می فهمم اش( قطعا هنوز هم کامل نفهمیده ام ) و البته که این هرچه باداباد هزینه هایی را برای من به ارمغان می اوردند به غایت پیش بی نشده و غیرقابل جبران... .