میم الف دوشنبه 1396/07/17 03:16 ق.ظ کامنت ()


آپلود عکس

"وقتی به گذشته ام نگاه میکنم، می بینم به راهی که آمده ام،بیشتر از جایی که آمده ام افتخار میکنم."

سهیل رضایی

به رسم حقی که از سهیل رضایی در آموختن به گردنم است، به رسم شاگردی اش در روزگار دور از سن و نه دور از ذهن،گفته اش را پیش از حرف های خودم نوشتم.

من روان شناسان و جامعه شناسان و... رو از طریق فضاهای مجازی شبیه تلگرام و اینستاگرام پیگیری نمیکنم،چون معتقدم ظرفی که این فضا در اختیار اون ها گذاشته اون قدر کافی نیست که اصل کلام و مقصود در اون جا بشه،اما امشب اتفاقی با این جمله از سهیل رضایی روبرو شدم،کسی که صدایش را زمانی شنیدم و زمانی با او آشنا شدم که اینترنت به این شکل در دسترس من نبود و سهیل رضایی و سهیل رضایی ها نیز این چنین در جملات کوتاه خلاصه نشده و در دسترس مردم نبودند...صدایش را در رادیو شنیدم زمانی که ابتدای نوجوانی ام بود و به همین واسطه است که می گویم حق آموختن به گردنم دارد.

جمله ی وی،بهانه ی خوبی است برای شروع یک مجموعه یادداشت ها که مدتیست در ذهنم بود،

از این پس تحت موضوع

"راهی که آمدم"

از راه هایی که می بینم آدم ها آمده اند می نویسم...

ما آدم ها وقتی یک هدف را انتخاب میکنیم و مهیای رسیدن به آن می شویم، کمتر توجه می کنیم که مسیری که قراره طی بشه و برسه به اون هدف دستاورد درونی تر و مهم تر و جاودانه تری رو برامون فراهم میکنه، هدف به زعم من یک دستاورد اسمی است و انسانی که توی این مسیر ساخته میشه، یک دستاورد حقیقی...

چقدر حواسمون هست به اینکه چه انسانی داریم در خلال لحظه لحظه های این مسیر طی کردن ها می سازیم؟ اصلا حواسمون هست؟