میم الف پنجشنبه 1396/06/30 06:42 ب.ظ کامنت ()


آپلود عکس"


چرا تصمیم گیری برایمان سخت است؟
یکی از علل مهمی که تصمیم گیری را برای ما سخت کرده(طبق آن چیزی که خوانده ها و تجربه های من تا امروز به من یاد داده اند) عدم آگاهی نسبت به خود مسئله تصمیم گیری هست که به نداشتن مهارت تصمیم گیری ختم میشود، کجای مدرسه و دانشگاه به ما مهارت تصمیم گیری را یاد داد که بلدش باشیم؟ اصلا کجای مدرسه و دانشگاه به ما اهمیت بلد بودنش را تذکر داد که حتی اگر یاد نداد، خودمان دنبالش برویم؟ 
بخش مهم ماجرا جای خالی اش در سالهای تحصیلی نیست، این است که خودمان هم به فکر خودمان نیستیم! این است که سبک زندگی بخش فراگیری از جامعه ی ما (فراگیر چون معتقدم سبک زندگی خاصیت انتقال از فردی به فرد دیگر و به مرور همه گیر شدن دارد) همین بوده که همه چیز را به ما تحویل بدهند و ما فقط دو دست دراز کنیم و تحویل بگیریم...همه چیز! حتی زحمت اموختن تمام چیزهایی که ندانستن انها اول به خودمان و بعد به دیگران اسیب می زند و ازار دهنده است...

(صحبت های من اصلا جنبه توهین آمیز ندارند، از مخاطب فهیم ام درخواست دارم به حرف هایم مثل یک بیماری نگاه کند که نیاز دارد درمان شود، فرض کنید شما به پزشک مراجعه کردید و به شما گفته میشه به علت کمبود ویتامین ب دچار این بیماری شدید، شما از اینکه پزشک شما کمبود ویتامین ب رو بهتون تذکر داده، احساس می کنید مورد توهین قرار گرفتید؟ قطعا نه! خوشحال هم میشوید که علت رو پیدا کردید و درمان رو پی می گیرید، شاید همین موضوع "پذیرش نقص های درونی" هم موضوعی جداگانه و قابل بحث باشد که من جائی تحت عنوان "معلولیت درون" از یکی از زیر شاخه هایش گفتم و این یادداشت هم از همان دسته است،قدم اول اینکه در مسیر تکامل و ساختن یک "من بهتر" قدم برداریم همین است که بایک نگاه باز بپذیریم که دچار یک نقص هستیم، قطعا خود من هم دچار نقص هایی بوده ام و هم چنان هم دچار هستم و برخی جاها از تجربیات ام در مسیر درمان اش می نویسم، همانند هر انسان دیگری)

برگردیم به موضوع تصمیم گیری، در اینجا سعی دارم یک الگوریتم برای "اموختن چگونگی تصمیم گیری" را همراه شما طی کنم،که این یادداشت بخش اول آن است و در یادداشت های بعدی قدم های بعدی را خواهم نوشت، اگر شما هم نقصی در هرکجای این الگوریتم می بینید، حتما ممنون شما خواهم بود که به من یادآوری اش کنید.

خب،بیایید یک قدم به عقب تر برویم، یک قدم عقب تر از رسیدن به تصمیم گیری،بیایید این مرحله را مرحله صفر نام گذاری کنیم،

اصلا می دانید راجع به چه چیزی میخواهید تصمیم بگیرید؟ "

یک مشکل و مانع بزرگ که باعث می شود، اصلا وارد مراحل تصمیم گیری نشویم همین جاست، درست همین جا که نمی دانیم می خواهیم راجع به چه چیزی تصمیم بگیریم؟ قرار است بین کدام دو یا چند چیز به انتخاب دست بزنیم؟ شاید فکر کنید که می دانید و خیلی بدیهی است، اما برایتان یک مثال میزنم:
فرض کنید دو جعبه هدیه روبروی شما گذاشته اند و می گویند یکی را انتخاب کنید( هدف  از مثال هدیه پوشیده بودن و پنهان بودنش است،جنبه هیجان انگیز بودن و سورپرایز بودنش را کنار بگذارید وگرنه هر روز در زندگی سورپرایز می شوید:) )
شاید دقایقی خیلی عمیق و شدید فکر کنید که کدام را می خواهید و خیلی هم درگیر این انتخاب شوید و نهایتا یکی را انتخاب کنید، اما شما اصلا وارد پروسه تصمیم گیری هم نشدید! این چه انتخابی است وقتی هیچ معیاری برای ان وجود ندارد؟ چگونه دست به انتخاب زدید وقتی نمی دانستید داخل جعبه ها چیست؟
خود من هنوز هم که هنوز است، وقتی می روم یک لباس بخرم دقایق زیادی به ان نگاه میکنم و فکر میکنم که کدام را انتخاب کنم،راستش در ذهنم هم انتخاب را انجام می دهم، نمی دانم چرا در برابر پوشیدن و بعد انتخاب کردن مقاومت  میکنم... 
بله مقاومت میکنیم...در برابر اینکه در دل مسائل برویم و بدانیم چرا یک چیز را میخواهیم و دیگری را نه مقاومت می کنیم، ما در برابر رو راست بودن با خودمان مقاومت میکنیم...
خرید لباس تنها یک مثال برای فهم بهتر است،در ادامه مثال دقیق و واضح و واقعی اش را هم خواهم زد.
بسیار و بسیار و بسیار پیش می اید که ما اقدام به باز کردن جعبه هایی که قرار است انتخاب کنیم نمی زنیم و ساعت ها هم خرج فکر کردن راجع به انتخابی می زنیم که نمی دانیم چیست! مثل مسیری که نه می دانیم خود مسیر چگونه است و نه مقصدش را می دانیم!

حالا بیایید یک مثال ملموس بزنیم:
فرض کنید باید از بین چند موقعیت شغلی یکی را انتخاب کنیم، می دانید چرا نمی توانید ذهنتان را برای تصمیم گیری جمع کنید و انقدر همه چیز در این تصمیم گیری برایتان پراکنده است؟ شما یک معیار مشخص ندارید، یک چرائی مشخص برای انتخاب شغلتان ندارید، نمی دانید از کار کردن چه می خواهید، پول میخواهید؟ رشد و یادگیری می خواهید؟ پر کردن زمان می خواهید؟ اسودگی و راحتی میخواهید یا سختی و چالش؟
وقتی بدانید قرار است با چه خط کشی بسنجید،وقتی یک خط کش شماره بندی شده برای خودتان داشته باشید، تکلیفتان با خودتان مشخص است، شما وارد سنجیدن می شوید با معیار هائی که نیامده اند برای راحت تر کردن کار شما بلکه لازمه ی این ورود به تصمیم گیری هستند.
شاید بگوئید خب! من از بین حرف هایت چند مورد را میخواهم، مثلا هم پول را و هم یادگیری را، این که نشد یک معیار! امیدوارم در ادامه بتوانم منظور خود از معیار را مشخص کنم:
این که میگویم معیار، به معنی یک عامل محض و یکتا نیست!
اگر با مفهوم مدل اشنا باشید می دانید که در تعریف اولیه مدل ها امده است، که مدل ساختاری برای ساده تر شدن مسئله است،حرف های من به منزله یک مدل بودند برای ساده تر جا انداختن منظورم، تصمیم های ما در هر زمینه ای، بالاخص انجا که نقص تصمیم گیری در درونمان بروز میکند و تصمیم، نیاز به مهارت تصمیم گیری به طور جد دارد، پیچیده اند و به یک معیار نمی توان بسنده کرد.
شما برای هر حوزه از تصمیم گیریتان ممکن است یک معیار داشته باشید که روی هم تعداد معیارهایتان یکی نخواهد بود، ولی هر حوزه و موضوع مشخص یک معیار دارد و ان معیار همان چیزی است که شما دنبالش هستید.

تمرین مرحله صفر:
اگر فکر می کنید نیاز به تمرین برای این مرحله دارید، بیایید و یک دفترچه یادداشت بردارید و ان را به تصمیم گیری هایتان اختصاص دهید، شبیه یک چک لیست، بالای صفحه موضوعی که راجع به ان میخواهید تصمیم گیری کنید را بنویسید و کنار صفحه معیارهایتان، روبروی معیارها دو گزینه اری یا خیر قرار دهید، شبیه یک پرسش نامه و البته که مختارید از انواع دیگری از پرسش نامه استفاده کنید، مثلا از یک تا پنج به هر معیار امتیاز دهید تا درجه اهمیت اش برایتان روشن شود، این دفترچه قرار نیست دایره المعارفی برای کل زندگی شما شود، چراکه:
1-ممکن است چیزی که امروز تیک اری می خورد پنج سال بعد لازم باشد تیک خیر بخورد(ادمی و زندگی اش در یک محیط منعطف و پویا قرار دارد و این پویایی در درون او نیز ورود میکند)
2- ممکن است معیارهائی به لیست شما اضافه و یا از ان کم شود
3-نکته مهم دیگر انکه تصمیم های ما مشابه هم نیستند که قرار باشد یک بار تصمیمی بگیریم  یادداشت اش کنیم و دفعات بعد را با همان نسخه پیش ببریم
لذا، این دفترچه تنها یک تمرین است( که تمرین کردن خودش بنیان است و اساسی) برای اینکه ذهن ما مرحله صفر تصمیم گیری را یاد بگیرد.

در یادداشت بعدی وارد مرحله اول از الگوریتم تصمیم گیری خواهیم شد.