میم الف پنجشنبه 1396/03/11 02:20 ب.ظ کامنت ()


اندر احوالات کپی کردن های امروزِ روز دلم پر است...
حتی نمی دانم از کدام بگویم که بلکه اندکی خالی شود این دل پری!
کسی را میشناسم که مدعی بود فیلم زیاد می بیند و کتاب زیاد می خواند...که هم می دید و هم میخواند، ادعای زیاد بودنش با خودش!
ولی می دانی، مهم خواندن و دیدن نیست، چگونه خواندن و چگونه دیدن قطعا مهم تر و قطعا بخش مهم ماجراست...
گاهی فیلمی را میبینم یا متنی میخوانم و سریعا او در یاد می آید! چرا؟ چون زندگی اش را صحنه ی اجرای فیلم ها و کتاب ها کرده بود ...برایم خیلی عجیب است...اصولا آدم هایی با تفکر اصیل کتاب خوانی مقلد محض نیستند، مگر اصیل نباشد...
در او تمام کتاب های خوانده و فیلم های دیده را می دیدم، ولی یک چیز نمی دیدم! خودش را...من یک " خود بودن" در او کم می دیدم...نمی دانم یک مرض است...ویروس است یا چیست...که به جان " برخی"( بخوانید اغلب) مردم افتاده ! مگر خودتان بودن عیب است؟ دزدی است؟ خلاف شرع است مثلا؟
در توصیف این آدم کوچک نمائی نکرده باشم، بزرگ نمائی نکرده ام، که همچو آدمی را باید دید و لمس کرد تا فهمید دقیقا چیست و از چه گونه ای از موجودات زنده است!
بعضی موقع ها می ترسم مبادا اشتباهی کنم که مبادا کسی این اشتباه را تکرار کند(درس عبرت شدن که می دانید چیست؟ این دقیقا درس عبرت نشدن اش است!)... خنده دار است... دستگاه کپی دیده اید؟ باید با آن کار کرده باشید تا بدانید چقدر علی رغم بزرگی اش "سهل" است...درست مثل "برخی" مردم...اگر دیده اید و کار کرده اید که باید ناگفته بفهمید مقصود را...
هر آدم، یک دستگاه کپی سیار! بزرگ و سهل...
نمی دانم خود بودن سخت است که زیستنِ دیگری را پی می گیرید...نمی دانم وجودِ خودتان بودن را ندارید...نمی دانم مرضتان دقیقا چیست! فقط میدانم آینده مردمی که هر دقیقه در کفِ دیگری و دیگران است که چه کرد تا کنند، قطعا رو به سوی نابودی محض است!
شباهت ظاهری زودتر از باطنی اش دیده میشود و شاید درست تر است اگر بگویم برخی چشم دیدن باطن ندارند ذاتا!چه برسد بخواهند شباهت و تفاوت دریابند!
در اولین نگاه شباهت های ظاهری را به روی هم میآوریم! چقدرشبیه فلانی هستی! ولی خیلی دیر می فهمیم آدمی که شبیه دیگری نباشد در حال انقراض است...
دیر می فهمیم زمینی که روی آن ایستادیم باتلاقی دارد میشود که خودمان هم شاید تا خرخره در خود نبودن فرو رفته ایم...
و چقدر حس نفسِ تنگِ مردمان این باتلاق هولناک است...